در دستم
و
حسرت فشردن لبانت
تمام چیزی ست که از تو در من به جا مانده
دستانم را به سینه می فشارم
گویی در آغوشم کشیده ای
..........................
رویا تمام می شود و کابوس آغاز
.................................
دنیا به ایستگاه آخر رسیده
باید پیاده شویم،
ولی چرا منهمچو تفاله ای دور ریخته می شوم ؟